• خانه
  • آنچه باید درباره من بدانید
  • آنچه باید درباره دانلود فیلم بدانید

EraZer Head

خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

ج.ن.د.ه : قسمت اول : آدم تر

آگوست 31, 2008 بدست EraZer Head

آرمان را خیلی وقت است می شناسم. از زمانی که ده دوازده سالم بود با هم به یک موسسه زبان مشترک می رفتیم. آن زمان من یک بچه سردرگم بودم با هزار مشغله فکری! سرگرم باز کردن کلاف های فلسفی و عقلی بزرگی بودم که مردم در انتهای جوانی یا میانسالی باز می کنند و البته بعضی هم عمرشان کفاف باز کردن این گره ها را نمی دهد! از گرایشات جنسی و این جنگولک بازی ها چیز خاصی نمی دانستم (خوب هنوز زود بود!) اما به شدت عاشق پسری شده بودم که هفته ای یک ساعت به زور می دیدمش! می توان گفت که او اولین و آخرین عشق زندگی ام بود و همه می دانیم که عاقبت عشق ورزیدن به استریت ها چیست، آن هم زمانی که خودتان هنوز نمی دانید گی هستید! بگذریم، الان وقت تعریف این ملودرام های کسل کننده نیست. به هر حال در همان دوران شوریده حالی و سردرگمی بود که با آرمان دوست شدم. آن زمان ما به هیچ وجه تفاهمی با هم نداشتیم. آرمان به شدت کافر بود و من هنوز با توهم وجود خدا دست و پا می زدم. آرمان متال باز بود و من تازه مشغول مزه مزه خواننده های چیپ پاپ بودم. من در کار ادبیات بودم و آرمان متنفر از هر چه که انسان را به زمانی عقب تر از پریروز برگرداند. خلاصه اینکه هیچ مسئله مشترکی بین ما نبود جز همان آموزش زبان انگلیسی! با این حال با هم دوست شدیم و دوستی مان روز به روز شدیدتر شد (این هم از معجزات دوران نوجوانی است).

نمی توانم ادعا کنم که او را خوب می شناسم. جدیدا متوجه شده ام که حتی خودم را هم درست نمی شناسم، چه برسد به دیگران! با این حال آن قدر از او شناخت داشتم که بدانم ظرفیت پذیرش من را آن گونه که هستم دارد. بعد از این همه سال که از دوستی مان می گذشت یک روز خیلی مستقیم در چشم هایش نگاه کردم و گفتم «آرمان عزیز باید مسئله ای را درباره خودم بگویم و متاسفم که زودتر نگفتم. من گی هستم» با قضیه چنان برخورد کرد که انگار گفته باشم من بیست ساله هستم. و البته من هم همین انتظار را از او داشتم. از او خواستم اگر حرفی در این باره دارد یا سوالی (هر سوالی) در این زمینه ذهنش را مشغول می کند بدون رودربایستی از من بپرسد. قبلاَ تجربه کامینگ اوت جلو دوستان دیگری را هم داشتم و می دانستم دوست دارند هزاران سوال مختلف از جزیی ترین مسائل زندگی آدم بپرسند اما معمولا رویشان نمی شود و نیاز به تشویق دارند! اما او آن روز چیز خاصی نپرسید. با این حال دیشب که مشغول قدم زدن بودیم پس از اینکه بحث کاملا ناخواسته به این طرف کشیده شد سوالاتش را رو کرد.

اول از همه پرسید کی و چطور فهمیدی گی هستی؟ سعی کردم به طور کامل و با حوصله جواب سوالش را بدهم. آرمان (متاسفانه) قبلا اولین عشق زندگی من را (که بالاتر ذکرش رفت) دیده بود و ناگفته نماند که با هم کارد و پنیر بودند و من به هیچ وجه نمی خواستم آن قضیه را برایش تعریف کنم! (به هر حال همه دوست دارند بعضی چیز ها را فقط برای خودشان نگه دارند)

کمی بعد که به خانه برگشتیم اس ام اسی برایم فرستاد و بعد از کلی توضیح و تفسیر که ببخش اگر سوالاتم خیلی شخصی هستند یا فضولی می کنم و فلان و بهمان، پرسید آیا با شخص خاصی هستم یا با آدم های مختلف می گردم (به زبان خودمان می خواست بداند بی اف دارم یا دون ژوان مسلک هستم) من هم که قرارم به راست گویی بود جواب دادم « با پسرهایی بوده ام اما هیچ کدام آن کسی که دنبالش می گشتم نبودند.»

پرسید «همان روابطی که داشتی مدتی طول می کشیدند یا فقط یک شبه بودند؟»

جواب دادم : « بستگی دارد! در واقع من هیچ وقت یک رابطه واقعی با هیچ پسری نداشتم و همان طور که گفتم پیدا کردن آدم درست سخت تر از آن چیزی است که بشود فکرش را کرد… و من هم خیلی وقت است که دیگر دنبال کسی نمی گردم » به عبارت دیگر اعتراف کردم که دون ژوان مسلک بوده ام… با وجود اینکه خودم نمی خواستم چنین باشد. ای کاش می شد وجهه گی ها را حفظ کنم و بگویم روابط آنها هم مانند شما ها عادی است. ای کاش می توانستم کسی را نشانش بدهم و بگویم فلانی را ببین؟ پارتنر من است! اما نمی توانم. چون چنین نیست!

دوستی در کانادا دارم که اسمش پائولین است، و پسر عمویش هم همجنسگراست. وقتی قضیه من را هم فهمید خیلی رو راست گفت بهت بر نخورد اما همه شما گی ها یک جورهایی ج.ن.د.ه هستید. با هزار نفر رابطه دارید و سر پیری تازه به فکر پیدا کردن یک پارتنر دائم می افتید.

 و راست هم می گفت. نمی خواهم بگویم که دگرجنسگراها از ما بهترند اما وضعیت خودمان هم چندان تعریفی ندارد. تمام همجنسگرایانی که من از نزدیک می شناسم، از مجرد و ازدواج کرده و پارتنر دار همگی یا عملا ج.ن.د.ه هستند یا در آرزوی ج_دگی! آنها هم که اینگونه نیستند چنان در دریای بلاهت و سانتی مانتالیسم رقیق و تهوع آورشان دست و پا می زنند که آدم ترجیح می دهد سراغ همان دون ژوان ها برود! خدا وکیلی وقتی کسی که هنوز ملاقات نکرده ای پای اولین مکالمه تلفنی از عشق ورزیدن و شمع و گل و پروانه حرف می زند ضریب هوشی اش چند است؟!

روش زندگی ما برای جامعه و دیگر قشرهای آن بازتابی است از شخصیت خود ما. ای کاش می شد وقتی آرمان و آرمان ها از ما چنین سوالاتی می پرسیدند بتوانیم سرمان را بالا بگیریم و با افتخار بگوییم روابطمان معتدل و پایدار است. کاش می شد آدم تر باشیم!

 

«ادامه دارد»

ارسال شده در اعتراف | برچسب‌دار coming out, آرمان, ج.ن.د.ه | No Comments Yet

  • همه‌ی رنگ‌ها دل‌انگيز است
    چون بيايد زمان آزادی
    خوش بود پای خود دراز کنيم
    زير رنـگـيـن‌کـمـان آزادی


    از همه وبلاگ نویس های دگرباش درخواست می شود لوگوی فوق را در وبلاگ خود قرار دهند. شعر از هادی خرسندی است.

  • قبل از هر چیز :

    • آنچه باید درباره من بدانید
    • آنچه باید درباره دانلود فیلم بدانید
  • Mulholland drive

    • زیراکس
    • همـجنــسگـرایی و خلط مبحث
    • قربون خودم برم
    • خاو اخص فاثغ زخئث شدی لخ
    • راهنمای خیاط ها و پادشاهان لخت
    • Another Country
    • رابطه فیثاغورثی دین، ماه، و شب قدر!
    • چرا جاستین کلاین مضر است
    • دو روز اول
    • ما گی های سریش
    • در باب غلط کردن
    • نه!
    • راهنمای کامل کلیدواژه های سرچ شده برای وبلاگ نویسان دگرباش – بخش دوم
  • Lost Highway

  • The Alphabet

    • مالتی مدیا
    • چرند
    • هذیان
    • اعتراف
  • More Things That Happenned

    • 38,487 بازدید
  • INLAND EMPIRE

    • * پندار خدا * – ریچارد داوکینز
    • ** تولدی دیگر ** – دکتر شجاع الدین شفا
    • *** هنر استدلال *** – دیوید کلی
    • فلاحیان مردی برای تمام فصول – دکتر علیرضا نوری زاده
    • موسی و خداپرستی – زیگموند فروید
    • ناگفته های قتل های زنجیره ای – دکتر علیرضا نوری زاده
    • هستی و زمان – هیدگر
    • و بشر خدا را آفرید – دکتر شجاع الدین شفا
    • گرفتاری امروز اسلام – ارشاد منجی
    • پنج نقد – شجاع الدین شفا
    • پس از 1400 سال (بخش اول) – دکتر شجاع الدین شفا
    • پس از 1400 سال (بخش دوم) – دکتر شجاع الدین شفا
    • الفهرست – ابن ندیم
    • الله اکبر – مسعود انصاری
    • اسلام در ایران – ایلیا پتروشفسکی
    • اسلام شناسی (بخش اول) – علی میرفطروس
    • اسلام شناسی (بخش دوم) – علی میرفطروس
    • بیست و سه سال – علی دشتی
    • بازشناسی قرآن – مسعود انصاری
    • تفکرات تنهایی – ژان ژاک روسو
    • تاریخ فلسفه اخلاق در غرب – لارنس سی بکر
    • تاریخ مشروطه – احمد کسروی
    • تاریخ گفته نشده اسلام (بخش اول) – سیامک ستوده
    • تاریخ گفته نشده اسلام (بخش دوم) – سیامک ستوده
    • ترس و لرز – سورن کیرکگارد
    • تشیع و قدرت در ایران – دکتر بهزاد کشاورزی
    • جنایت و مکافات (بخش اول) – دکتر شجاع الدین شفا
    • جنایت و مکافات (بخش دوم) – دکتر شجاع الدین شفا
    • جهان بینی علمی – برترند راسل
    • حقوق بشر، قانون بیضه و بمب اتمی – شجاع الدین شفا
    • خیام و آن دروغ دل آویز – هوشنگ معین زاده
    • دو قرن سکوت – دکتر عبدالحسین زرین کوب
    • درباره آزادی – جان استوارت میل
    • روز قیامت در اسلام – مسعود انصاری
    • زندگی علی – آله دال فاک
    • سیرت رسول الله – ابن هشام
    • شیطان و خدا – ژان پل سارتر
    • شیعه گری و امام زمان – مسعود انصاری
    • شاهد بازی در ادبیات فارسی – دکتر سیروس شمیسا
    • عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری – اکبر گنجی
    • عرفان و منطق – برتراند راسل
  • Rabbits

    • Crazy Diamond
    • Our Little Dictatorship
    • ماهی و حوضش
    • مشتی اشباح در ماليخوليا می رقصند
    • چرندیات فکری
    • کوتاه
    • آبی آسمانی
    • بن بست
    • بن بست باز
    • بادکنک های نازک
    • باران
    • جل پاره های بی قدر عورت ما
    • خیابان هوس
    • خانقاه
    • خانه شیشه ای
    • خداوند، پدرم
    • روسپیگری
    • رابطه و ساير اتفاقات
  • The Straight Story

    • Atheist News – God Be Gone
    • ویکی پدیا – دانشنامه آزاد
    • ایران پرس نیوز
    • ریچارد داوکینز
    • رادیو زمانه
    • رادیو زمانه | دگرباش
    • زندیق
    • سکولاریسم برای ایران
  • Wild at Heart

    • ریشه تمام شر – ریچارد داوکینز

وبلاگ روی وردپرس.کام.

Theme: Mistylook by Sadish.