چند وقتی بود که می خواستم برای شما عزیزان در موضوع ازدواج کردن هم-جنس-گراها نطق ایراد کنم (البته نه ازدواج هم-جنس-گراها با هم! بلکه با جنس مخالف) چون جدیداً هم این بحث ها بین بچه ها زیاد شده و من هم که با کوله باری از تجربه؟! حیفم می آمد این افاضات و موهبات را از شما دریغ کنم. اما خب چه فایده؟ یکی نیست بگوید تو که لالایی بلدی چرا میگی زمین کجه؟!
البته نه اینکه بنده هم بخواهم بروم قاطی مرغ ها نخیر! هنوز به آن درجه نرسیده ام! مشکل این جانب این است که سرش درد می کند واسه تور کردن استریت ها. چه می دانم این هم لابد مرض است! البته تا الان کسی نبوده که برایش تور پهن کنیم و به تور نیفتد اما خب چه فایده، به هر حال استریت هستند. فوقش دچار یک سری تضاد های داخلی می شوند و Critical Error می دهند و آن وقت است که با هزار مکانیک ومهندس هم نمی شود درستشان کرد! نمونه می خواهید؟
شماره یک: آقای شماره یک را در خوابگاه تور کردم. وای که عجب چیزی بود (خیلی خب می دانم که الان همگی مشغول فحش دادن هستید و می گویید طرف عجب ج.ن.د.ه ایه. اشکال نداره ما که عادت داریم) خیلی پسر با نمکی بود یک کم هم خجالتی و کمی هم دهاتی بود (کلا دهاتی ها سک30 تر هستند!) فکر نمی کردم به تور بیفتد چون می دانستم مذهبی است. اما حسابی پایه شد، در لب گرفتن روی من را کم کرد و وقتی برایم بات شد دیگر داشتم شاخ در می آوردم. چه می شود کرد زندگی است دیگر؟! غریزه اصلی همیشه از جایی بیرون می زند که آدم فکرش را هم نمی کند!
بعد از مدتی آقای یک سر من غیرتی شد! پسری که آن قدر خجالتی و سر به زیر بود چنان حرکاتی می کرد که فکرش را هم نمی کردم. می خواست بداند با کی هستم، کجا هستم، چرا دیر به دیر اس ام اس می دهم ، چرا اس ام اس عاشقانه؟! برایش نمی فرستم (خداییش این یک کار دیگر از من ساخته نیست!) چرا وقتی می گوید بیا برویم از آن کارها (؟!) من می گویم نه؟ خلاصه اینکه آقای یک دقیقا رفتارشناسی یک موجود شدیداً مجنون را نشان می داد و بنده هم به دلایل بیولوژیک می دانستم که از من نمی شود لیلی ساخت! اوضاع حسابی درام شده بود و طرف در تب عشق می سوخت تا اینکه درسش تمام شد و رفت و الان هم منتظریم که ماهی یک بار یک اس ام اس عاشقانه جدید برایمان بفرستد.
آقای دو : آقای دو همکلاسی بود و واقعاً سک.س با همکلاسی دانشگاه دیگر خیلی وقاحت می خواهد. چه کار کنم خودش پایه بود. باور کنید این یکی را دیگر من تور نکردم خودش تورم کرد! جالب اینجاست که دوست دختر یارو را هم می شناسم و اتفاقا با هم تریپ ازدواج هم دارند. چه می شود کرد بای-سک-شوالیسم است دیگر! البته من بدبخت به خاطر حفظ پایه های این دوستی؟! دیگر نه اشاره ای به «آن اتفاق» کردم و نه به رویش آوردم… انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشد! اما خب طرف همچنان پایه است و بعد از آن اتفاق دیگر همیشه «عزیزم» صدایم می کند! چندین ماه بعد از آن «حادثه شوم!!» یک شب که با دوست دیگرم خانه اش بودیم از اتاق بقلی به من اس ام اس زد که «چرا دیگه پیش من نمی خوابی جوجو، مگه دیگه منو دوست نداری؟»!!! من هم خودم را به خواب زدم و صبحش جواب دادم «ا…. دیشب تو اس ام اس زده بودی عزیز؟!»
جل الخالق این استریت ها هم تا می آیی یک کاریشان بکنی دل و دینشان به باد می رود!
آقای شماره سه : بهترین سک30 که می شد با یک استریت داشت. به جان خودم یارو گی بود و هنوز خودش را کشف نکرده بود (و بعید هم هست که کشف کند) البته ناگفته نماند که کار به جاهای باریک کشید و گندش هم کمی تا قسمتی در آمد و یکی از دلایلی که باعث شد من در رابطه با استریت ها یا آنها که خودشان را استریت می دانند «اندکی» تعادل و احتیاط را رعایت کنم همین بود. اصرار نکنید که نمی گویم چه شد، آبروی خودم می رود!
آقای شماره چهار: با آقای چهار جدیداً آشنا شده ام و اصلا پدرم دارد سر این قضیه در می آید. یارو از آن دختر باز هاست، اما مشکل من این نیست! مشکل من این است که شش هفت عدد از دوستان عزیز گی بنده با یارو رفیق هستند و همگی از کامینگ اوت می ترسند و تا بنده می خواهم به یارو بگویم که من فلانم و بهمانم و خلاصه اینکه آره، سریع زرد می کنند و فشارشان می افتد و نهی می کنند و امر می کنند و می ترسانند و آیه می آورند و الی آخر. آخه این طوری که خیلی بد است! تکلیف آدم مشخص نیست! اگر آقایان دورمان نبودند یک کلام حقیقت را می گفتم و آقای چهار یا ما را همان طور که هستیم قبول می کرد یا اینکه فوقش می گفت نه. حداقل می دانستیم باید برویم بساطمان را در دکان یکی دیگر پهن کنیم! بلاتکلیفی هم بد دردی است ها؟
پ.ن : کامنت های این پست «استثنائاً» باز هستند چون می خواهم نظرتان را درباره آقای چهار بدانم. بنده (با توجه به اینکه تازه با طرف آشنا شده ام) به نظر شما چکار کنم؟
الف : بدون اینکه به رفقای اینکاره خبر بدهم گی بودنم را برای آقای چهار آشکار کنم.
ب : اول به رفقای ترسان و لرزانم بگویم و بعد بروم سراغ عملیات کامینگ اوت
ج : بگذارم کمی بیشتر از دوستی مان بگذرد (تا آقای شماره چهار بفهمد من چه انسان فرهیخته و باشخصیت و الی آخری هستم –جان عمه ام-) و بعد که فهمید شاخ و دم ندارم بگویم گی هستم. و اصلا خدا را چه دیدی شاید تا آن موقع دیگر از آقای چهار خوشم نیاید؟! (استغفرالله عجب دون ژوانی هستم)
د : اصلا کلاً بی خیال قضیه بشوم و بروم دنبال زندگی ام!
لطفا گزینه د را پیشنهاد نکنید چون از من ساخته نیست. مگر آدم در زندگی از چند نفر این قدر خوشش می آید که هی هم بخواهد بی خیال طرف بشود؟ مگر من آدم نیستم، دل ندارم؟! چرا وقتی از یک نفر خوشم می آید باید همه اش را خفه کنم ؟ اهه اهه اهه …. (این صدای هق هق گریه بود)
پ. ن . 2 : لطفا فقط در این زمینه کامنت بدهید. کامنت های بی ربط قبول نمی شوند. فحش هایتان را هم همان طور که گفتم به آن ایمیل بفرستید. ممنون

شما که “ج “رو انتخاب می کنید
این الف و ب و د هم شدند مثل گزینه های ریاست جمهوری تو ایران که بالاخراه “ج”انتخاب می شود ولی اونها هم هستند
بخصوص “د”که معلومه اصلاح طلب هست و از طرف رهب.ری(شما)اعلام شد که بهش رای ندید
اتفاقاً معلوم هم نیست که ج رو انتخاب کنم چون صبر و حوصله ندارم چند وقت دیگه هم که «مدرسه ها وا بشه» باید برم یه شهر دیگه و سر عیدی برگردم! خلاصه اینکه تنور داغه چسبوندی که هیچ نچسبوندی تموم شد!
بعدش من هم مثل ره-بر عظیم الشأنمون!! علم به چیزایی دارم که مردم عادی ندارن واسه همین میگم گزینه د رو نگین! البته اگه خواستین هم بگین اشکال نداره اینجا آزادی بیانه (موقتاً!) ما هم که زورمون بهتون نمی رسه فوقش کامنتاتون رو پاک می کنیم! P-:
سلام این مشگل برا منم پیش اومده من سعی کردم در تنهایی با دوستم خودم را برهنه کنم و از او میخواستم منو ماساز بده به مرور زمان به کارهایم شک کرد و منم ارام ارام خودم را بهش نزدیک کردم 2سالی با او بودم تا ازدواج کرد و لذتی که تو اون 2سال بردم فکر نمیکنم دیگر نصیبم شود در هر حال برایت ارزوی موفقیت و رسیدن به اهدافت را میکنم موفق و پیروز باشی
انسانی که تر شد دیگر نباید از اب بترسد ولی احتیاط کن
بای
=====================================================================
بنده هیچ وقت این کاری که جنابعالی کردین رو نمی کنم! این چیزی که من تو این پست نوشتم با مسئله ای که شما داشتین کاملاً فرق داره. در ضمن من اصلاً اهل دلبری و عشوه و seduction نیستم. کارم بدون این چیزا هم پیش میره! اگه چیزی بخوام مستقیم به طرفم میگم.