نمی دانم این کانال باحال JCTV را دیده اید یا نه؟ در این کانال دوست داشتنی یک عده بچه سوسول قرتی و ژیگول دور هم جمع شده اند و گوز و شقیقه را به هم می چسبانند تا آخرش به این نتیجه برسند که به به مسیحیت چه خوب است و تنها راه نجات بشریت است و باید برویم به مسیح خدمت کنیم و چقدر کسانی که مسیحی اند و در قلب خود به آن جناب عشق می ورزند زندگی شاد و خوش و خرمی دارند و الی آخر. (JC = Jesus fukcing Christ) کارشان هم چندان سخت نیست. یک عده علاف را در حال موج سواری نشان می دهند (که قاعدتاً باید مسیحی باشند!) و همگی لبخندهای نیم متری بر لب دارند و توی سر و کله هم می زنند و در نهایت در پایان بندی ای دراماتیک غروب آفتاب در ساحلی زیبا نشان داده می شود و چنین کلماتی روی تصویر نقش می بندد «اگه گفتین اون کیه که از همه چیز با خبره و موج ها رو به حرکت در میاره؟!» (عمه ی من را می گویند احتمالاً)
فکر کنم پریروز بود که یک آقایی را آورده بودند و وسط دو نفر بچه خوشگل و دو تا داف نشانده بودند و این آقا داستان زندگی اش را تعریف می کرد که چطور اول معتاد شده و بعد به راه های خلاف تر مثل پیوستن به گروه های کفر ورزی و پاگان و شیطان پرستی کشیده شده. البته بعد در چرخشی ناگهانی نور مسیح یکهو در این آقا حلول می کند و ایشان ناگهان به خودش می آید و تصمیم می گیرد به راه راست هدایت شود و به مسیح خدمت کند (جل الخالق لااقل مسلمان ها اول به امامزاده ای چیزی دخیل می بندند و «بعد» عوض می شوند، نه این قدر ناگهانی و فله ای!) آن وقت آن چهار نفر ژیگول دور و بر فرد مزبور (شیطان پرست سابق) که از سر و کولشان و همین طور دکور اطرافشان صلیب و انواع و اقسام آرم های دیگر مسیحیان آویزان است هر کدام به نوبت خطابه ای ایراد می کنند و انجیلی دست می گیرند و با قرائت آیاتی چند از انجیل مجید ما را به این نتیجه می رسانند که بله باید طوق بندگی مسیح را به گردن بیندازیم تا به راه راست هدایت شویم، و هیچ معتادی شفا نخواهد یافت مگر آن که خون مسیح را نوشیده باشد و خدمتگزار او باشد. (موسسه های rehab هم لابد همگی پشم هستند)
خوبی حزب اللهی های تلویزیون خودمان می دانید چیست؟ اینکه همگی پشمالو و ریشو و زشت هستند و چرک از سر و رویشان می بارد. یعنی دقیقاً ظاهر و باطنشان با هم هماهنگی دارد و رنگ رخسارشان به مخاطب می گوید این ها در واقع چه کاره اند! اما این تی تیش مامانی های تلویزیونی مسیحی دقیقاً بر عکسند. آقایان و خانم های مجری و مهمان همگی زیبا و خوش اندامند و آدم ناخود آگاه به این فکر می افتد که من هم بروم مسیحی شوم شاید فرجی شد! در حالی که زیر این ظاهر زیبا دقیقاً همان آدم های چرک و نشسته ای وجود دارد که در تلویزیون خودمان هر روز می بینیم: همان حرف های ساده لوحانه ی غیر منطقی و همان چهارچوب فکری و چرندیات دینی است که با کمی تغییر به خورد مخاطب داده می شود.
