داخل قصابی ایستاده ام و منتظرم نوبتم برسد. نوبت من که می شود، مغازه تقریباً خالی است. آقای قصاب همان طور که مشغول کندن تکه ای از گوساله آویزان شده است می پرسد : ایران حسابی رید، هان؟!
لابد با من است چون کس دیگری داخل مغازه نیست. هر چند از این خودمانی شدن ناگهانی و استفاده از عبارات ریدمانی کمی جا خورده ام لبخند نصفه نیمه ای روی لبم می چسبانم و جواب می دهم : از اولش هم وضع مملکت همین بود.
دیگر داخل قصابی هم باید بحث سیاسی بکنیم. آقای قصاب باشی به حرف زدنش ادامه می دهد و من که کمی از هیبتش ترسیده ام به این فکر می کنم که لابد منظورش قضایای انتخابات و دانشگاه ست و این سر و صداهایی که اخیراً داخلش به پا کرده ایم.
قصاب باشی ادامه می دهد : اون که بله… اصلاً مشخص بود کار ما به جایی نمی رسه و بر می گردیم سر خونه اول.
سرم را تکانی می دهم و به این فکر می کنم که چقدر خوب است دانشگاه وسط شهر است و همه می بینند ما داریم چه غلطی وسطش می کنیم. این طوری است که یک قصاب شریف و کمی هم ترسناک این قدر از اوضاع مملکت شاکی می شود.
آقای قصاب باشی باز می گوید : دیگه وقتی حریف کره شمالی هم نمی شویم معلوم است که ریده ایم.
ذهنم کمی هنگ می کند و این سوال برایم پیش می آید که ما با کره شمالی هم مگر مشکلی داریم؟!
آقای قصاب باشی می گوید : از همان زمان که وی یرا رفت …
گرفتگی ذهنم جای خود را به باز ماندن دهان می دهد و همان طور که از خودم می پرسم چرا این قدر از مرحله پرتم به این فکر می کنم که ما ایرانی ها چقدر همه چیزمان به همه چیزمان می آید.

برای ایرانی ها بعضی چیزها همیشه مسئله مرگ و زندگی هستند. البته گفتن ندارد که مفاهیم شیک و با کلاسی مثل آزادی و حقوق بشر و عدالت و هنر برای هنر و گلوبال وارمینگ و این شر و ورها جزو این مسائل به حساب نمی آیند.
چون نیک نظر کرد پر خویش بر آن دید
============================================
توانا بود هر که دانا بود!!
سلام .این اولین کامنت من تو بلاگ شماست البته با اجازه ، بگین نه دیگه نمیام … والا اینی که گفتین اصل بدیهی بود حتما نباید تو قصابی بهش رسید … و یه سوال : از کجا فهمیدین گوشت گوساله بود ؟؟!
===========================================================
عزیز من گوسفند که نیستم؟! فرق گوساله و گاو رو می فهمم! بعدشم خودم به یارو گفتم یه کیلو گوساله
دوباره سلام برادر ( من از واژه رفبق خاطره خوبی ندارم ، به همه میگم یرادر )
حالا چرا انقدر شدید برخورد می کنین شما ؟؟! من کی جسارت کردم به شما بگم گوس … !؟ راستی من نفهمیدم اجازه دارم کامنت بزارم یا نه ؟
(انقدر شدید برخورد می کنین به فکرم میاد متریالیست این … البته از نوع همون آیرونی که میگین … |: )
=========================================================
من کلاً با همه این طوری برخورد می کنم شما خوف برت نداره… عادت می کنی! هر وقت خواستی بیا کامنت بذار مگه دست منه که بخوام اجازه ندم؟!
hi
hala baz khube ke man gozAram majboor nist ke be ghassabi biofte
va dar hadde hamoon tahammole efazate mellat too taxi mafuz misham!! vali ba in hal tahammole bahsaye herfeie siasie karmanda va khadameye bimarestan ke ba sedaye boland anjam mishe har rooz sakht tar mishe…
bebin karemoon be koja keshide
khiali nist
=================================================
اشکال نداره شما خودش رو ناراحت نکن. یکی از مزایای زندگی تو کشوری مثل ایران اینه که «عادت می کنی»!!
pple are pple