1 – شما یک Atheist هستید و به این امر افتخار می کنید. از شما خواسته می شود در تظاهرات مسالمت آمیزتان شعار بدهید : «الله اکبر». چه می کنید؟
الف – شعار می دهم چون نفس مبارزه مهم است نه این مسائل جزیی
ب – هر وقت مردم شعور و جراتشان به آن حد رسید که جای این چیزها علیه خمینی و خامنه ای شعار بدهند من هم به تظاهرات می روم
ج – در تظاهرات شرکت می کنم اما این شعارها را فریاد نمی زنم و به جایش در گوش رفیق بقل دستی ام غرغر می کنم که این شعارها دیگر چیست؟!
د – به هر حال من که اهل تظاهرات رفتن و کتک خوردن نیستم حالا چه باب میل من شعار بدهند چه خلاف میلم!
2 – شما در تظاهرات مسالمت آمیز شرکت کرده اید. جمعیت شعار می دهند «موسوی موسوی رای مرا پس بگیر». با توجه به اینکه شما در انتخابات رای نداده اید عکس العملتان چیست؟
الف – شعار می دهم «موسوی موسوی رای اینها رو پس بگیر»
ب – همچنان عوض شعار دادن به غرغر کردن در گوش رفیق بقل دستی ام ادامه می دهم
ج – سعی می کنم شعار جمعیت را به چیزی در مایه های «حکومت طالبان…» تغییر دهم. اما در همان لحظه که موفق می شوم چند نفر با لحن هیستریک از جمع می خواهند از این شعارها داده نشود
د – آن از الله و اکبر این هم از این! عین ابله ها به حال خود می خندم و از خودم می پرسم پس وسط این جمع چه غلطی دارم می کنم؟!
3 – هاشمی رفسنجانی کجاست؟
الف – تو باغچه
ب – یک جا نشسته است و به ریش همه می خندد
ج – یک سیاستمدار واقعی کار خودش را زیر زیرکی انجام می دهد و صدای کارهایش بلند نمی شود
د – به تو چه اصلاً تو چی کاره ای؟
4 – میرحسین موسوی تنها که می شود پیش خودش چه فکری می کند؟
الف – خاک بر سرم شد بعد بیست سال آزگار این محمد خاتمی و این زن خرم کردند و شدم سپر بلای بقیه
ب - اون جوکه رو شنیدی که از یه …. می پرسند تا حالا شده نه راه پس داشته باشی نه راه پیش؟ … جواب میده آره یه بار یه اره تو کـ-ونم گیر کرده بود…!
ج – ای بابا این چیه این تو گیر کرده؟!
د – من توی دهن این دولت می زنم… من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم… لکن این طور نباشد که… (تکبیر)
5 – میرحسین موسوی شب ها چه خواب می بیند؟
الف – نتایج انتخابات ابطال شده و در انتخابات سری بعد خود ایشان با اکثریت قاطع رییس جمهور می شود
ب – زمان به یک سال قبل باز گشته و ایشان لال می شود و نمی تواند اعلام کاندیداتوری کند
ج – در مناظره تلویزیونی عکس زن احمقی نژاد را در دست گرفته و تکرار می کند : «بگم…. بگم؟»
د – چهره امام همام از داخل ماه شروع به سخن گفتن با ملت می کند «این فرزند ما را، این میرحسین ما را، این مستضعفان و پا برهنگان را، حمایت کنید، این طور نباشد که به گوش بنده در جماران برسد عده ای با عده ای دیگر در انتخابات، چنان کرده اند، که بشود این مطلب…»(صدای گریه حضار)
6 – چهار دختر همسایه شما هر شب به پشت بام می روند و شعار می دهند «الله اکبر، موسوی رهبر». اما دیشب شعار داده اند «مرگ بر ضد ولایت فقیه!». علت چیست؟
الف – طفلک ها خیال می کنند موسوی ولی فقیه است
ب – طفلک ها خیال می کنند ولی فقیه اسمش موسوی است
ج – از دیشب نور ایمان به قلبشان تابیده و به اصل مترقی ولایت فقیه گردن نهاده اند
د – شعارها و منصب ها که پیچیده می شوند آدم مخش هم می گوزد
7 – جمهوری اسلامی تا کی باقی می ماند؟
الف – تا انقلاب مهدی
ب – تا یکی دو هفته دیگر
ج – بستگی دارد: اگر خامنه ای بتواند مردم را خفه کند حداکثر ده – پانزده سال
د – بستگی دارد: اگر موسوی بتواند خامنه ای را خفه کند حداقل سیصد – چهارصد سال

با توجه به اینکه وقایع اخیر ایران به شدت درام و دهشتناک هستند احساس می کنم همه نیاز به مقداری خنده داریم
در ضمن، بخش های 1،2 و 6 کاملاً واقعی هستند!
جالب بود، البته من خندم نگرفت، یه اما و اگر دیگه به ذهنم انداخت.
===================================================
آره دیگه کلاً ما شما رو به فکر کردن وا می داریم!! حالا کدوم اما و اگر؟ می گفتی فیض ببریم
سلام دوباره ; امیدوارم شما عین من طعم شیرین باتون ضد- ولایت ” مطلقه” فقیه- رو نچشیده باشی ، در ضمن از ترس برق گرفتگی هم 2 ساعت تو گاراژ خونه مردم حکومت – “انفجار نور بود” اسلامی- از دست نماینده های هاله ی نور هم جیم نشده باشی – همچنین بسیجیان جان بر کف نیز با قلاب قصابی دنبالت نکرده باشن بفرستنون بهشت ، و هلی کوپتران ابابیل نیز روی سرتون سنگ از نوع ” یک باز غیر آلی که پوست رو می سوزونه” نریخنه باشند … ( البته همه اینا وقتیه که هنوز دارین مسالمن آمیز به شعار ها فکرمی کنین … و یا شما برخور قانونی نشده – شما مشمول بند 27این ) … با تمام این امید ها من گزینه هام رو بگم :
1) من atheist نیستم
2) در می رم
3) گزینه ب
4) میگه زهرا رهنورد بجاش فکر کنه ، بعد ما میریم تو خیابون میمیریم ( زبونم لال) اونم میاد با پشتیبان مرده ها دولت تایین می کنه …
5) نکنه خامنه ی راست میگه
6) من با خانوم ها کاری ندارم
7) جمهوری اسلامی 30 سال پیش مرد ; اگه منظورتون حکومت اسلامی به عمر ما قد نمیده مگه کلاغ باشیم
راستی من به سوال دارم : اون روز که رای دادم اومدم دیدم تو شناسنامم روی جایا مهر نوشته ” بیلاخ به تو که رای دادی ، سید علی خامنه ای ” با چی پاکش کنم ؟
===========================================================
متاسفانه شما در امتحان رد شدین! برین شهریور بیاین!
جواب سوال آخرت رو هم با این که رد شدی می دم…. هیچ راهی نداره! جز اینکه بری المثنی بگیری!!
هاها کندی بار این سوالای چار جوابیو تو همیشه منو می کشه! =))
خیلی باحالی!
هستیم در خدمتتون!
امضا: بچه های اطلاعات!
================================================
من از اولشم می دونستم تو اطلاعاتی هستی
vali alan vaghte khandidane yani…??:(
==================================================
همیشه نیاز به خندیدن هست. اتفاقاً مغز آدم وا میشه. از میون چهره های افسرده و مغموم هیچی در نمیاد جز افسردگی و غم بیشتر. گاهی هم جو زدگی البته
eeeeeeeeeeeee!!! من شب امتحان تا صبح بیدار بودم ، مگه میشه !!
حالا شما بیا پارتی بازی کن به حرمت هم رشته ای بودنمون این دفعه رو …
یا اینم عین شب اعلام آرا شد که بیدار موندیم بعد یهو نفهمیدیم چی شد …
=================================================
حالا کی به شما گفته ما هم رشته ای هستیم؟
بعدش هم سوال اول بارم بندیش بیشتر از بقیه بود از اونجایی که اون رو اشتباه جواب دادی جواب باقی سوالات رو هم تحت تاثیر قرار داد. حالا برو تا شهریور بیشتر مطالعه کن تا ببینم چی کار میشه برات کرد…
چیزیه که این 2 هفته اخیر دارم باش سرو کله میزنم…حالا خودت به کنار…در جمع تظاهر کنندگان رفیق شیطون پرستتو میبینی که با یه تی شرت مشکی که یه پنتاگرام عظیم روشه داره با نهایت فشار میگه الله اکبر…
=============================================
به این میگن پارادوکس فلسفی در تضاد تئوری و عمل (خودم همین الان نام گزاریش کردم البته)
خندیدم
==============================================
خدای نان اگزیستنت رو شکر
1.ما كه نفهميديم خدا طرف كي بود… سفيد
2.ما كه نفهميديم موسوي طرف كي بود… سفيد
3.ما اين را مي دانيم… چون قرار است به زودي كافور خور شويم و ريش در بياوريم…هاه. هاه. هاه .
====================================================
هر وقت فهمیدم چی گفتی میام این زیر یه چیزی واست می نویسم!
1.چون می دونم که اون کسی که باید صدای من رو بشنوه که حتما هم می شنوه خودش خیلی از من atheist تره،می گم الله اکبر تا به خودش بیشتر برینه و فکر کنه ببین دیگه چقدر کار خرابه که این همه atheistبرای اینکه روی من رو کم کنن دارن به اعتقاداتشون لگد میندازن
2.چون می دونم اون کسی که باید صدای من رو بشنوه که حتما هم می شنوه خودش خیلی خوب می دونه که نصف این جمعیت به موسوی رای ندادن و فقط برای ضد حال زدن به” اون کسی که باید…”داره این شعار رو می ده منم شعار می دم تا گه گیجه بگیره
3.هاشمی رفسنجانی به علت ترس از مرگ در سنی که هر انسان معتقد به آخرت و بهشت و جهنم و اینکه اون دنیای دیگه خیلی بهتره و این دنیا پشیزی نمی ارزه، به ترس از مرگ دچار می شه،الان به علت ترس از مرگ از همون یه تیکه اختیارات تخمی که در اختیارشه صرفنظر کرده و در حالیکه بغل خاتمی داره می لرزه به شدت منتظره که بلکه این همه آدم که دارن می میرن باعث شن دشمن قسم خورده اش ساقط شه و بتونه به راحتی به زندگیش ادامه بده
4.میر حسین به نظرم زیاد اهل فکر کردن نیست اگرنه با توجه به وقاحت احمدی نژاد اصلا وارد گود نمی شد و الان دیگه اعتقاد داره هر چه باداباد بریم ببینیم کی برنده می شه مردم یا فاشیسم
5.میر حسین یقینا شب ها یکسری خواب بر مبنی کلماتی که در روز شنیده یا به زبان آورده یا وقایعی که دیده ،می بینه
6.چون احتیاج به کمی خنده و خندوندن داشتن
7.جمهوری اسلامی دیگه چیه؟یه نوع پوشش اسلامی برای بانوان هست؟
یه مدعی همیشه حراف بودی حداقل الان خفه خون بگیر اگر هیچ گهی نمی خوری
=================================================
گه ها رو که شماها همش رو سر کشیدین دیگه چیزی واسه بقیه نمونده
با قسمت دال سوال پنجت خیلی خندیدم
سلام
حست رو و فکرات رو می فهمم و احترام می ذارم اما لزوما قبول نمی کنم منظورم دیدگاه های سیاسیه
=============================================================
ممنون نیکی جان!!
با سلام دوباره ;
این که از کجا فهمیدم هم رشته ای … مطالبتون جالب بود منم جدید بودم ،
به 2 – 3 ساعت وقت گذاشتم همه رو با کامنت ها خوندم … خب از تو اونا به چیزایی فهمیدم ، شاید هم اشتباه فهمیدم .
بارم بندی سوال اول هم نامردی بود … حداقل عین بقیه معتقد ب وجود ها تهجر ندارم ، کتاب هایی رو که گذاشته بودین دانلود کردم تا به ترتیب بخونم
چون اعتقادات ( شخص خودم رو میگم ) احمقانه تر از اون شکل گرفتن که بخوام روشون پافشاری کنم …
================================================================
درباره هم رشته ای… مطمئن باش که اشتباه می کنی
درباره کتاب ها هم داشتم شوخی می کردم. به هر حال هیچ کس از مطالعه ضرر نمی کنه.
……
==================================================
از این به بعد هر کسی که تو کامنتش فحش محش بذاره به سرنوشت کامنت فوق دچار میشه. همه فحش ها هم یک راست به قبر پدر نداشته رهبر معظم انقلاب واریز خواهند شد. نگید نگفتیم.
یک صحبت کوچولو هم با آقا کوچولویی که این کامنت رو گذاشته. جی اف سابقت هم واسه همین کولی بازی هات ولت کرد. کی می خوای آدم شی.
اتفاقا برادر من هم که آتئیست هست هر شب شعار الله اکبر می ده!
پدر من که رای نداده هم هر شب شعار الله اکبر می ده
من که سکولار هستم اوایل فقط شب ها مرگ بر دیکتاتور می گفتم ولی جدیدا الله اکبر هم می گویم
گر چه به نظرم شعارها مهم هستند ولی ما باید برای مبارزه آن هم با رژیمی که تا این حد سفاک و جنایتکار است حداکثر احتیاط را بکنیم. الله و اکبر گفتن حداقل این حسن را دارد که نمی توانند به شما برچسب صهیونیست و ضد دین و انقلاب بزنند . به نظرم انتخاب این شعار بسیار هوشمندانه بوده است.
در تظاهراتی که بر پا شده معمولا اصل بر عدم هر گونه شعار دادنی بوده است. ولی مسلما من اگر ببینم شعاری با عقاید من هم خوانی ندارد حداقل تکرار نخواهم کرد. در کشوری مثل ایران که آزادی تجمعات وجود ندارد و به دلیل محدودیت های رسانه ای امکان این که افرادی که تفکرات بسیار نزدیک به هم دارند در جایی جمع شوند نیست به نظرم باید به حداقل ها قناعت کرد. اگر قرار بود در خانه می نشستیم و همه چیز درست می شد که دیگر احتیاج به این همه تلاش و مبارزه نبود.
به رغم تمام شایعات آبکب که در مورد رفسنجانی جریان دارد اصلا در این حد و اندازه ها نیست که بخواهد زیر آب سید علی را بزند.
موسوی بر خلاف انتظار شاید همه ی ما تا اینجا بسیار جانانه مقاومت کرده و خود را مستقیما در مقابل مقام عظمی ولایت قرار داده است. گرچه هیچ قرابت فکری با امثال موسوی ندارم ولی نمی توانم بابت این مطلب تحسینش نکنم.
====================================================================
حدوداً با ده درصد حرف هایت موافق هستم!
در واقع با نود درصد حرف هایت اصلاً موافق نیستم!
فکر کنم خودت بدانی با کدام قفسمت ها!
خیلی باحال می نویسی دستت درد نکنه یه کیــر گنده هم به این الاغایی که میان فحش میذارن می زنی ایولله!
ولشون کن آشغالا رو به تخـم چپت هم نباشه. این قدر از این گاوهای نفهم تو جامعه زیاده که…..!
===============================================================
دقیقاً!!!
دیروز خیلی به سوال اولت فک کردم میشه گفت تمام بعدازظهر
احتمالا یه مطلب درباره ش می نویسم ولی اگه ننوشتم به هر دلیلی خلاصه ش اینه که الله اکبر یعنی چی؟ یعنی خدا بزرگه یا بزرگتره حالا اونی که شعار می ده الله اکبر فک نمی کنم در اعتراض به کسانی که گفتن خدا کوچیکه این حرفو بزنه نه عزیز دلم الله اکبر یعنی مرگ بر دیکتاتوری یعنی مرگ بر فاشیسم یعنی جسم ناقص و آبرو و امام زمان واسه فاتز تنبون نمی شه حالا اگه موافقی یا علی
(به معنای نهفته یا علی دقت کن و بدون که هیچ اعتقادی به هیچ امامی ندارم )
سلام
ضمنا در مورد تاریخ زنان معشوق سادیست و عاشقای مرد مازوخیست با کامنتت موافقم
=========================================================
ممنون! قابلتون رو نداشت! میگم یه مسابقه بذاریم ببینیم اسم بعدی تو چی ممکنه باشه. به برنده هم جایزه نفیسی اهدا کنیم!
در مورد معنی الله و اکبر هم یه نکته ای این وسط می مونه. اون هم اینکه این کاملاً برداشت شماست! هر کسی می تونه هر برداشتی که خواست از هر موضوعی بکنه. از الله و اکبر هم میشه هزار و یک برداشت کرد. اما حرف من اینه که وقتی یه گروهی با یه گروه دیگه مخالفت می کنه لااقل باید ادبیاتش با اونا فرق داشته باشه. ما هنوز داریم ادبیات مذهبی و ائمه معصومین و وصیت نامه امام رو تکرار می کنیم و این چیزها آخرش ما رو به جایی نمی رسونن.
من هم حقیقتاً برام مهم نیست که کسایی که شب ها یا تو تظاهراتشون الله و اکبر میگن چه توجیه یا اعتقاداتی دارن یا برداشتشون از معنی این عبارت چیه. چیزی که من می دونم اینه که این عبارت یعنی «الله -در واقع خدا نه، الله- بزرگتر است» و عبارتی است که جناب آقای محمد آقا 1400 سال پیش به عنوان یکی از بنیان های دین خودش به کار برده و من نه اون دین رو قبول دارم و نه الله رو حالا چه اکبر باشه چه اصغر. پس به خودم اجازه نمیدم شعاری رو فریاد بزنم که بهش اعتقاد ندارم حالا هر چقدر هم نتیجه مثبت از فریاد زدنش عایدم بشه (که البته می دونیم نمیشه ولی فعلاً بحث ما این نیست)
کلاً سوال یک سوالیه که تقریباً می پرسه آیا هدف وسیله رو توجیه می کنه یا نه؟
ها ها ها…
چطوری حساب کردی پسر جان؟
بگو کلا مخالفم خیال من را راحت کن!
=============================================
آخه کلاً مخالف نیستم اما در حد زیادی مخالفم! تو که می دونی ریاضیات من با چه سیستمی کار می کنه!
میشه بگی رشته دانشگاهیت چیه؟ من برام مهمه که نویسنده وبلاگ چه کاره است یا چی میخونه البته اگه دوست داری…
====================================================================
معلومه که دوست ندارم! چقدر خواننده های جدید کامنت میذارن جدیداً؟!
خراب کردی رفیق باور کن من از اسلام از قرآن از مذهب مردم ایران و از تمام باقیات الصالحات و کفرات این دین بیشتر از تو متنفرم ولی جان عزیزت بیا و این یه دفعه را لجن مال نکن .باور کن این مردم دهانشان آن قدر سرویس شده است که برایشان فرق نمیکند که موسوی چیست یا اسهالی نژاد به درد کدام توالت میخورد ؟
آن ها فقط میخواهند داد بزند همین….
البته اگر عازم به خارج هستی نوشتن این مطالب موردی ندارد!
===================================================================
اگر فقط می خواهند داد بزنند پس نباید برایشان مهم باشد که من درباره موسوی یا احمقی نژاد چه می نویسم، درست است؟
و اگر فقط می خواهند داد بزنند دلیل نمی شود که به من بگویند حق ندارم چیز دیگری داد بزنم، درست است؟ (انگار آقایان اسهال طلب و طرفدارانشان هم تحمل شنیدن صحبت مخالفان را ندارند)
و اگر فقط می خواهند داد بزنند بالاخره زمانی می رسد که از داد زدن خسته می شوند و بر می گردند سر خانه اول no matter what I say، درست است؟
در ضمن «آن ها»یی هم وجود ندارد. همه ما «با هم» در خیابان بوده ایم. منها تفاوتش این است که من از خودم سوال هایی می پرسم که انگار خیلی ها نمی پرسند.
خواندن پست های تو یک چیزه، خواندن کامنت هایی هم که برات می ذارن یک چیزه دیگه. بعضی وقت ها دومی از اولی باحال تر می شه.
=====================================================================
اشکال از پست های من نیست، بچه ها توانایی هاشون بالاست!!
وقتی که 30 سال پیش انقلاب شد همه میدانستند شاه آدم خوبی نیست
ولی به دنبال چیز بهتری بودند که با انحرافات زیادی تبدیل شد به این کثافت ج.ا.
حالا هم همه آن انحرافات را میشناسند آن قدر که خیلی ها بازی معکوس پیش گرفته اند یعنی این که تن میدهند به همان انحرافات (حتی اگر معتقد به هیچ صراط مستقیمی در ج.ا نباشند)به این امید که صراط مستقیمی یرای این سرزمین
ورز بخورد شکل بگیرد از دل همین فریادهایی که از بغض فروخورده سی ساله است .موسوی بهانه بسیاری است کروبی هم همه میدانند فردی که در 8 سال نخست وزیری اش از افرادی چون ری شهری و رفیق دوست در کابینه اش سود جسته قهرمان شب های تیره این مردم بدبخت نمیتواند باشد ولی ایرانی ایمان آورده است به بی برنامگی تاریخی اش به این که اگر صعودی هم باشد از جنس
گل شانسی خداد به استرالیا است .چه میشود کرد؟ تو که عقل کلی و این همه سوال از خود میکنی بهتر است بدانی تاریخ مکتوب این سرزمین به حد و اندازه کافی در ویکی و سایتهای اینترنتی موجود است که وقتی با حافظه تاریخیمان ممزوج میشود راهی نمیماند جز همین سگ اندازی های کور در شبی کور.
رفیق اینجا ایران است با تمام حماقت های تاریخی اش که بعضی وقت ها هم جواب داده.
بعضی وقت ها….
نه بیشتر و نه کمتر
=====================================================================
چه جالب که به من می گویید عقل کل در حالی که خودتان بدون هیچ استدلالی و به صورت نیمچه استقرایی می فرمایید بنده به همین حرکت های الله بختکی که «بعضی وقت ها جواب هم داده» منتها روی چه اساسی الله اعلم ایمان بیاورم یا شاید هم اظهار ارادت کنم. خب من از این عادت ها ندارم. شرمنده.
میدانی الاغهایی مثل تو همان بهتر است که کـون بدهند تا بیایند و سیاسی بنویسند من دارم برای تو از هویت الابختکی مان میگویم که ضعف مان است که متسفانه هویتمان است اما توی الاغ….
برای خودم متاسفم که حرومزاده های این مملکت طیف نمیشناسند…
از خامنه ای تا یک کـونی…
=========================================================
به افتخارش… کف بزنید… خوش به حالت که کـونی نیستی هورا. فقط ای کاش شعورت در حد کـونی ها بود!
نمی دانم چرا هر کسی که در مباحثه کم می آورد تیر آخر ترکشش همین اشاره به کـون دادن ماست. این هم لابد بخشی از منطق حلال زاده هایی مثل شماست. خب مگر مجبورید اولش ادای آدم های روشن فکر را دربیاورید و اظهار فضل کنید؟
…….
===================================================
خیلی رو داری که بازم میای اینجا کامنت میذاری. BEAT IT
کندی بار فکر کنم دشمنامون زیاد شده! معروفیت این مشکلاتم داره دیگه! یکی به اسم “امین” واسه من دقیقن با همین املا و انشا و لحن و دیدگاه “شایان” کامنت گذاشته! البته آدمای مریض زیادن، ولی فکر کنم این امین و شایان یه نفرن!
======================================================
نه نیستن. آدم کـس مغز زیاده. بیشتر از امین و شایان و این یکی دو نفر!
نمی دونم چرا انقدر علامت تعجب گذاشتم.
======================================================
هانی به این مریضا آخرش عادت می کنی و از تعجب در میای!
جیگر طلا!
======================================================
جیگر منو کجا دیدی تو؟!
پسرم، من پیشنهاد می کنم از این به بعد، فحش های دوستانِ به شدت با ادب رو به مقامات بالاتر شون واریز کنی… حساب گور پدر رهبر معظم ( به ضم م و سکون ع و فتح ظ) انقلاب، همیشه جلوی نفهمی ها رو نمی گیره…!
=============================================================
باور کن واریز کردن به مقامات بالاترشون (اگه اصلاً داشته باشن!) هم جلوی نفهمی ها رو نمی گیره. یه چیزی گفتم واسه خالی نبودن عریضه وگرنه ما که به این زر زر ها عادت داریم
این ارتباط سنتی وسیله و هدف رو بی خیال شو وسیله رو به خودی خودش بسنج هدف رو هم همینطور و ربطشون فقط به رسیدن و نرسیدنه توجیهی در کار نیست
سلام
شخصا از آدم ابوالبشر تا محمد از علی بن ابیطالب تا حسن بن عسکری هیچ کدومو قبول ندارم این مستر i هم که جای خود دارو حساب نایبان برحقش هم که سواس اما همونجور که گفتم داد می زنم الله اکبر و . . . . می بینی ؟ خیلی مثل هم فکر میکنیم یه کمش فرق داره که اونم طبیعیه به قول اون بابایی که یادم نیس کی بود توی جامعه ای که همه مثل هم فک کنن درواقع کسی فکر نمی کنه
===========================================================================
این هم حرفیه.
البته من نه آدم اخلاق گرایی هستم نه سنتی اما حاضر هم نیستم به خاطر رسیدن به بعضی چیزها از عقایدی که برام مهم هستن بگذرم یا به چیزی که اعتقاد ندارم تظاهر کنم. اینم فکر نکنم خیلی old-fashioned باشه.
به نظر من تو در پستی که میگویی سنگ بزرگ را باید همین الان زد پست اخیرت را نقض میکنی…!؟
===========================================================
مگه من تو این پست چی میگم که حرف های اون پستم رو نقض می کنه؟!
گوگول آپ کن این بلاگو.
============================================
چشم قربان!!!!
راستی پاشو بیا نت لاگ، به جای فیسبوک که بستن. نت لاگو هنو نبستن.
=====================================================
هانی صد ساله مای اسپیس رو فیلتر کردن من هنوز از همون استفاده می کنم! ما کلاً تو کار فیلتر شده ها هستیم… این سایت های دیت دیگه واسه ما جذابیت ندارن!
ببینید جلو چشم ما یک تراژدی عظیم دارد اتفاق می افتد. به نظر من هر کس به اخبار نگاه می کند به صحنه های مختلف به جامعه ایران نگاه می کند، به نظر من یک تراژدی عظیم را می بیند. قهرمانیهای مردم ایران که دارند اعتراض می کنند. منتها قهرمانيها زیر پرچمی که شکست روی ناصیه اش نوشته شده است. اصلاح جمهوری اسلامی از درون، اصلاح در چهارچوب قانون، چیزی که موسوی می گوید و کل پلاتفرم جنبش سبز و کل پلاتفرم خاتمی و دیگرانی که به اصطلاح اصلاح طلب هستند، بر پيشانى اين سناريو شکست نقش بسته است. اینها ٨ سال زندگی مردم ایران را تلف کردند، اینها با دامن زدن به توهم اينکه گويا اصلاح رژيم از درون ممکن است براى جمهورى اسلامى ادامه حيات را ممکن ساختند. امروز صحنه دیگری از همان تراژدی را در ابعاد وسیع تر دارند تکرار می کنند. مردم را دارند به خيابان ميکشانند و با این تصور که گويا با الله اکبر، با شعار مرگ بر دیکتاتور، با مبارزه به اصطلاح در چهارچوب قانون اساسی و در چهارچوب جمهوری اسلامی می شود آزادی را بدست آورد، دچار توهم می کنند. گويا ميتوان در اين چهارچوب از این وضعیت نکبت باری که جامعه به آن دچار شده خلاصی گرفت. این یک دروغ بزرگ است و این پرچم، هر کس که آن را برافرازد، يک پرچم ارتجاعی است. مردمی که دنبال اين پرچم در نهايت یا یکبار دیگر شکست می خورند و يا اينکه با دادن قربانیهای زیاد، کمى دورتر مردم چشم به این واقعیت باز ميکنند که در چهارچوب جمهوری اسلامی چنين خواستهايى ممکن نیست. در چهارچوب جمهوری اسلامی شکست محتوم است. تغییری که بوجود می آید بدرد کسی نمی خورد. در چهارچوب جمهوری اسلامی، و هر حرکتی که ادامه حیات جمهوری اسلامی را ممکن می کند به ضد خودش تبدیل می شود.
متأسفانه همیشه جناحی از جمهوری اسلامی توانسته مردم را به سوی خودش بکشد . این در غیاب آگاهی کامل، در غیاب سازمان و در غیاب تحزب کمونیستی دارد اتفاق می افتد. این یک بخش قضیه است . یعنی بخشی از ماجراست که می بینیم مردمی که به خیابان می آیند و شعار می دهند ، کشته می شوند ، سرکوب می شوند، زندانی می شوند و مضروب می شوند. از طرف دیگر بخش وسیعی از مردم هستند که به درجاتى حب احمدی نژاد را قورت داده اند. آنها متآسفانه بخش ضعیف تر، کم درآمد تر و بخش زحمتکش جامعه هستند. در ميان اين بخش این تصور وجود دارد که احمدی نژاد دارد با دزدها مبارزه می کند. این تصور وجود دارد که احمدی نژاد طرفدار مستضعفین است. این تصور وجود دارد که احمدی نژاد خاکى است، و کل اين تصور بر این واقعیت که احمدی نژاد نماینده سرمایه داری لجام گسیخته ایران علیه طبقه کارگر است سایه می اندازد. یعنی این تراژدی فقط آنهایی نیست که در خیابان کشته می شوند که این تراژدی بزرگی است. تراژدی به همان اندازه بزرگ طبقه کارگری است که دارد با سر می رود دنبال سرمایه دار لجام گسیخته ای که نسل اندر نسل طبقه کارگر ایران را به فنا می دهد.
==================================================================
با تک تک کلمات این آقا یا خانم ناشناس موافقم. خدا عمرت بده!
hooooooof
nemikhay in matlabo dige jamesh koni beri ba’di??l
D:
============================================================
می خوام. اما می ترسم باز یه چیزی بنویسم همه بیان خرخره م رو بجون!
tars??????????!!!!!!!!!!
nashnavam dige az in harfa
D:
===============================================
گوشاتو بگیر!
درباره کامنتهات:
از خودت بپرس چرا تا ته اون مطلبو میخونی؟!
خوشحال میشم سر میزنی.
====================================================
مریضم!!!
اینکه آنگلوپولوس رو خدا می دونی یعنی که خیلی خوش سلیقه ای خیلی
درود بر تو
==========================================================
اینکه به من می گی خوش سلیقه واسه اینکه به آنگلوپولوس می گم خدا، یعنی که خیلی فهمیده ای!!!
درود بر خودت!
erazer عزیز با عرض معذرت اما واقعا منم فکر کنم مریض بودی اون مطلبو تا ته خوندی!! تو هم کارایی می کنیا!!( منم رفتم همون مطلبو خوندم، به قول قدیمی ها به لعنت خدا هم نمی ارزید!) ببخشید جواد جان که خیلی راحت می گم، اما واقعا با بیان نیچه وار کهنه ترین و آشفته ذهنیات شخصی را بیان کردن، هنر خاصی نیست! نیچه در کنار مارکس از بنیانگذاران نقد مدرنیته محسوب می شه، اما این نقد حاصل یک خودروانکاوی عمیق(به نقل از فروید) و ثانیا نگاهی به سیر فرهنگ، تمدن و چگونگی انسان از یونان باستان تا قرن نوزده است…. اما با عرض معذرت اون مطلب بیشتر به انکشافات پامنقلی می خورد،….
ببخشید نظرم در مورد اون مطلبو اینجا دادم… حالا تو بلاگ خودشم، کپی،پیست می کنم…. حالا خودت چطوری، خوبی؟ ما را که فراموش نکردی….(-: پر رو به من می گنا!
در رابطه با این پست جدیدت هم چه عرض کنم! درددل همه است و مسئله کلیدی اینه که درمان این درد راه میان بری نداره… باید در برابر وضعیت آلترناتیو دیگری قرار داد تا مردم را بشه به راه دیگری انداخت… چون جالبیه مسئله این جاست که واقعا نود درصد این آدم ها به موسوی اعتقادی ندارند، اما اون رو تنها راه واقعا موجود در زمین سفت واقعیت می بینند، اما راه حل های ما بسیار ذهنی و تئوریک به نظر می رسه، تشکل ها، آدم ها، تفکرات سیاسی روشنی که بشه خیلی روشن و خودمونی تو این جور موقعیت ها آدم برگرده به بغل دستی اش بگه: ” بابا موسوی کیه، مرتیکه مرتجع و آدم کشو چرا چسبیدی، … بیا این شعارو بده… بذار این حکومت بره که بشه با فلان تفکر و فلان افراد یک حکومت آزاد ساخت…. همه توش آزاد باشن…”
مسئله کلیدی به نظر من همینه، خیلیا فکر می کنن اونا دارن از موسوی استفاده می کنن… اما نمی دونن بدبختی اتفاقا وقتی شروع می شه که جناح موسوی-هاشمی پیروز بشه… خمینی آینده ایران این ها هستند که دوباره می خوان یک 30 سالی خر سواری کنن….
به هر حال به نظر من که باید نسبت به خمینی های آینده سیاست ایران به مردم هشدار بدیم… این حداقل کار ممکن که باید بکنیم
فعلا مخلصیم، امیدوارم خوش باشی….
=====================================================================
نخیر فراموشتون نکرده بودیم! پر رویی هم اتفاقاً خیلی چیز خوبیه باور نداری خود من رو ببین! کامنت جواد رو هم اینجا اصلاً نمی ذاشتی بهتر بود اما خب حالا که گذاشتی دیگه کاریه که شده.
اون هشدار که می فرمایید هم ما داریم زور خودمون رو واسش می زنیم. دیگه بیشتر از این کاری از دست من ساخته نیست والله
اریزر جان، بخشی از کامنتی که آقا یا خانم “ناشناس” برات گذاشته بود به نظرم چیزی چز یه سری شعارهای همیشگی “چپ” نبود که البته زیبا و جذاب و به قولی “پولتر پسند” هستند!
من نمی فهمم، چرا این عزیزان وقتی با چیزی مخالفند اسمش را می گذارند ارتجاعی…! زمانی محمد رضا پهلوی اصلاحات ارضی کرد و شد یه آدم مترقی و پس فردایش همینکه به سفیر کبیر برادر بزرگتر اخم کرد، شد ارتجاعی و سرسپرده غرب! هنوز یادمان نرفته (البته ما که نبودیم… منظورم پدرانمان) همینکه انفجار نور رو نزدیک دیدند از خمینی یک چهره استعمار ستیز مترقی ساختند و کم مانده بود که عنوان کمونیست مسلمان رو بهش بدهند و وقتی که خمینی با زرنگی تمام همه رو “درو” کرد و جناب کیانوری رو شخصن به فاک عظمی داد، شد ارتجاعی و سرسپرده غرب و انگلیس و ….!
پس اگر بخوام با روش این دوستان فکر کنم، در اصل باید بگم پرچم ارتجاع، الان همان پرچمی است که طبقه کارگر و بدبخت ایران رو به چنان فلاکتی رسونده که اگر منصف باشیم می بینیم اکثریت آنان از فرط بدبختی سر به دامان حکومت داده اند و در حال حاضر همان مرفهان بی درد و عوامل استکبار و بورژواهای مزدور غرب (عجب معجونی شد با شعارها!!) هستند که دارند بر این مرتجعین حکومتی می تازند. اگر هم بیاییم و بگیم که چون این حرکت رو قبول نداریم پس با آن همراهی نمی کنیم، کسی تره ای برایمان خرد نمی کند. چون این حرکت به پیش خواهد رفت و موانع رو کنار خواهد زد و اگر هم زمانی (هفته ها، ماهها، سالها) خاموش شود، پتانسیل خود را از دست نخواهد داد. چون همین حرکت (به قول این دوست ما، ارتجاعی) است که بعد از 30 سال سکوت و سکون شعار مرگ بر دیکتاتور رو سر داد و همین حرکت “ارتجاعی” بود که با اندک ابزارهای کارامدش (حتی الله اکبری که من نه اپسیلونی به الله اش اعتقاد دارم و نه به اکبر بودن آن الله) مخالفت خود را با رژیم حاکم و عواملش نشان داد. ایزر جان، همین، یعنی پیروزی… همین یعنی موفقیت!
اینها رو از این بابت کفتم که بدانیم این شعارهای چپانه، دیگر حنایش برایمان بی رنگ است!!
==============================================================
من از جهت چپ بودن صحبت های این آقا نبود که باهاش موافق بودم، به خاطر منطقی که پشت حرف هاش بود گفتم باهاش موافقم. بحث اصلاً این نیست که اتفاقاتی که از چند هفته پیش افتاد بی ارزش بود یا فراموش می شد، بحث اینه که یه عده این وسط دارن جریان رو به نفع خودشون تموم می کنن. و با این شرایط و این طرز پیش رفتن «فله ای» مردم چه در تحمل شرایط نابسامان و چه در اعتراض های خیابانی و غیر خیابانی به تنها چیزی که نمی رسیم یک تغییر بنیادی و متناسبه. فوقش باز یک خمینی یا یک نوچه سابق خمینی از جریان به نفع خودش بهره برداری می کنه و یه انقلاب اسلامی دوم می سازه. در ضمن لطفاً کسی اون چرندیات انقلاب فرانسه و حرکت آرام به سمت دموکراسی رو هم به خورد من نده. نه من نه شما نه اون هایی که الان جو گرفتتشون و نه اون هایی که با فکر و منطق پیش می رن هیچ کدوم این حرکت ها رو واسه اینکه در سیصد سال آینده یه دموکراسی لیبرال تر و تمیز داشته باشیم انجام نمیدیم. این تصور یک مقدار فانتزی و تخیلیه!
ممنون از کامنتت.
بخاطر جا ماندن چند تا کاراکتر “ر” هم ببخشید لطفن
==========================================
خدا ببخشه
خب… منم الان که دوباره کامنتم رو خوندم دیدیم زیادی آرمانگرایانه یا بهتر بگم “جو گیرانه” نوشتم. در مورد “تخیلی و فانتزی بودن” اون مورد هم موافقم و اینکه هیچکدوم از ما چنین هدفی نداریم:دی
ولی به هر حال اتفاقی اه که داره می افته. حکومت هم جلویش رو نمی تونه بگیره و چیزی که مطمئنم اینه که ادامه سرکوب این حرکت به رادیکال شدن “اهدافِ نداشته ی” این جریان منتهی خواهد شد.
=======================================================
در مورد رادیکال شدن فکر می کنم حق با تو باشه.
اما در مورد تخیلی و فانتزی بودن تغییر سیصد سال دیگه منظورم این نبود که تا سیصد سال دیگه چیزی عوض نمیشه! اگه از من بپرسی که میگم تا سیصد سال دیگه نه از اسلام خبری هست و نه بالکل از دین! البته اگه خود انسان ها تا اون موقع موجود باشن!
منظورم از فانتزی این بود که «دلیل» معترض ها این نیست که تا شونصد سال دیگه یواش یواش جامعه و حکومت عوض شه و اصلاح شه. حتی اونایی که چنین حرفی می زنن هم در واقع تع دلشون چنین باوری ندارن!
کلی ریفرنس به پستت دادم این روزها!
==========================================================
به کی؟! ما که گم شده ندیدیم دستش رو بگیریم!